✿✿✿ پسر بهاری ✿✿✿
هوراااااااااااااااااااااااااا دیشب خونه مامان جون بودیم داشتن برات شعر میخوندن وااااااااااااای خدا نمیدونی چه جیغی کشیدم از خوشحالی خیلی وقت بود منتظر این صحنه بودم خودتم فهمیده بودی که یه کار جدید کردی و کلی خجالت کشیدی فدات بشم الهی از کجا بلد بودی دست بزنی مامان ؟ دیگه سینه خیزهم بری عالیه شب عکساتو میزارم




و دست میزدن که تو هم شروع کردی به دست زدن

و سرت رو توی بغلم قایم کردی 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٧ساعت
۱:۱٠ ب.ظ توسط مامان بهار نظرات () |




| Design By : Night Melody |




